در عرض کمتر از يک هفتهاي که سايت «فن آوري اطلاعات براي مديران» را راهاندازي کردهام و بر اساس نامهها و اظهارنظرهايي که رسيده ، بيش از پيش به اين نتيجه رسيدهام که کشور ما بيش از هر چيز ديگري به کار تخصصي و هدفمند نياز دارد و اين در همه زمينهها صحت دارد. چه فعاليت سياسي و چه فعاليت اقتصادي يا فرهنگي و اجتماعي.
واقعيت اين است که ديگر بحثهاي کلي در هر زمينهاي (مثلا در زمينه آي-تي)، چيزي در حد «اينترنت خوب است» يا «همه دنيا پيشرفته شده است» و… باقي ميماند. کار غيرتخصصي در زمينه اجتماعي تبديل ميشود به «بچهها بياييد با هم مهربان باشيم» و در زمينه اجتماعي يا سياسي ميشود «بياييد دموکرات باشيم و به حقوق هم احترام بگذاريم».
آفتي که عمده فعاليتهاي ما را تهديد ميکند و به نحوي به وب هم راه پيدا کرده است، پراکنده کاري است که خواهي نخواهي به نوعي سطحيگرايي منجر ميشود. اين است که مطالب اجتماعي وبلاگها، به بحثهاي تاکسيها نزديک و نزديکتر ميشود و وبلاگهاي سياسي، در حد شعارها و موضع گیریهای يک تظاهرات خياباني باقی می ماند، در حالي که حتي کارکرد همان شعار خياباني را هم ندارد.
البته واضح است که در کشور پرماجرايي مثل ايران، آنقدر سوژه زياد است که اگر فقط کمي همت داشته باشيد ميتوانيد هر روز راجع به هزار موضوع مطلب بنويسيد، اما اگر بخواهيد مطلبي «توليد» کنيد که به پرسشي پاسخ دهد آن وقت است که سره از ناسره جدا ميشود.