در تاريخ اقوام كهن آمده است كه قومي هر ساله باهوشترين فرزندان خود را به پاي خدايان قرباني ميكرد و چنين شد كه رفته رفته افراد قابل براي اداره جامعه از دست رفتند و آن قوم رو به زوال نهاد…
اگر بپذيريم كه:
۱. زنها افرادي بهتر براي سازماندهي امور و مديريت اداري هستند،
۲. كمتر باعث ترويج خشونت و رفتارهاي خشن در محيطهاي اجتماعي ميشوند
۳. نسبت به مردها حس مسووليت پذيري بيشتري براي انجام امور محوله دارند
۴. نسبت به شغل خود پايبندي بيشتري دارند و مدتها در يك شغل باقي ميمانند كه خود باعث افزايش تجربه و مهارت بيشتر ميشود
آنگاه نتيجه ميگيريم كه بخشي از عقب ماندگي فرهنگي و اجتماعي ما در ايران، به خاطر محدوديت حضور زنان در عرصه هاي اجتماعي بوده است. به همين خاطر، ارائه طرحهاي گزينش جنسي براي دور كردن زنان از مشاغل اجتماعي شايد جامعه را به نابودي نكشاند، اما ضايعات حاصل از آن نقشي جدي در ادامه روند فعلي اجتماعي دارد.