۱. «وي تاكيد كرد: خانوادهها بخصوص والدين بايد شرايط زمان و اجتماع را درك كرده و ضمن حفظ اصول و ارزشهاي انساني و بنيادي، تا جايي كه منع شرعي و قانوني ندارد، اجازهي فعاليت بدهند.» به نقل از فريدون توفيقي، بازپرس دادسراي عمومي و انقلاب
۲. در اوايل دهه هفتاد، وقتي كه جناح چپ از عرصه فعاليت سياسي عقب رانده شده بود، از محسن آرمين براي سخنراني در دانشگاه شريف دعوت كرديم. آرمين هم با انتقاد از سياستهاي جناح راست، معيارهاي خود براي اداره جامعه را ذكر كرد كه در نهايت چيزي ميشد شبيه «جامعه بي طبقه توحيدي با تكيه بر مكانيسمهاي اقتصاد باز و بازار». همان موقع هم از وي يك سوال ساده پرسيديم: «چگونه؟». فكر ميكنم مشكل عمده نظريه پردازان سياسي و اجتماعي ما همواره اين بوده است كه در بيان ايدهالهاي خود خيلي متبحر هستند، اما نه تنها روشي ارائه نميدهند، بلكه اصلا متوجه نيستند كه در اداره جامعه، روش يا برنامه است كه تعيين ميكند هدف چيست. (بگذريم كه فكر نميكنم هيچ كس در بيان يك جامعه ايده ال بتواند روي دست ماركس بلند شود و اصولا هر كس كه راجع به جامعه ايده ال حرف ميزند تا حدي ادبيات ماركس را به كار ميگيرد. اصولا به محض اينكه به «طبقه اجتماعي» اشاره كرديد يعني زير بناي تئوري و تحليل ماركس را پذيرفتهايد)
۳. حالا كه سخنرانيهاي آرمين را ميشنوم فكر ميكنم كه او و بسياري از همفكرانش هنوز هم در همان وادي است، اما سختيهاي چند سال اخير باعث شده است اهداف آرمانگرا و دور و درازش زمينيتر شوند. به چند مورد توجه كنيد: «دادستان نبايد دروغ بگويد»، «دانشجويان نبايد در بند باشند»، «روزنامهها نبايد از ترس توقيف شدن در انتخاب تيتر مجبور به تمكين شوند» و… . البته جاي شكرش باقي است كه جناب آرمين حداقل در به كار گيري مفاهيم اصلي جملات خود گرفتاري ندارد.
۴. حالا بند اول اين مطلب را با اين ديد بخوانيد. آيا همان مشكل وجود ندارد؟ اول ببينيم بجز والدين، چه كسي خانواده است كه ميگويد «بخصوص والدين»؟ (لابد برادر بزرگتر و عموي غيرتي). چه كسي با چه روشي ميخواهد شرايط زمان و اجتماع را درك كند (با چه دركي؟)، اصول و ارزشهاي انساني و بنيادي (ارزشهاي بنيادي با انساني چه فرقي دارند؟) را حفظ كنيد و بعد هم منع شرعي و قانوني را هم لحاظ كنيد و آنگاه اجازه فعاليت بدهيد. فقط وقتي خواستيد اجازه را صادر كنيد ببينيد اصولا هنوز كسي پاي منبر شما نشسته است يا نه.