وقتي صحبتهاي خاتمي راجع به دستگيري روزنامه‌نگاران را مي‌خواندم به نظرم بسيار سست و بي‌رمق آمد. چيزي مثل اينكه «اين موضوع قابل بررسي است» با احساسي كه مردم از اوضاع دارند و دلشان يك عكس العمل قاطع، سريع و مقرون به نتيجه مي‌خواهد كيلومترها فاصله دارد. اما وقتي امروز صبح ترجمه انگليسي همان حرفها را در روزنامه‌هاي كانادايي مي‌خوانم ميبينم همان بار معنايي را دارد كه سياستمداران در اينجا براي محكوم كردن همديگر به كار مي‌برند. انگار كه مخاطب خاتمي، شنوندگان بيرون ايران است نه كساني كه داخل هستند كه البته خيلي هم طبيعي است. در داخل همه صورت مساله را ميدانند.
اما مرگ زهرا كاظمي و اعلام ضربه مغزي توسط ابطحي يك موضوع ديگر را ثابت كرد. دموكراسي با حكمران خوب حاصل نمي‌شود، بلكه مستلزم حضور همزمان چند نيروي متفاوت در قدرت است. اينكه اين قدرتها همزمان حضور داشته باشند خيلي مهمتر از اين است كه آدمهاي خوبي باشند. كساني كه طرفدار خروج از حاكميت هستند شايد به عنوان يك تاكتيك سياسي حرف موثري مي‌زنند اما در واقعيت همان حضور منفعل و دنباله رو دست آوردهاي خاص خودش را دارد.

Leave a Reply

This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots. (see: www.captcha.net)

You must read and type the 7 chars within 0..9 and A..F, and submit the form.

  

Oh no, I cannot read this. Please, generate a