تا آنجا که من مي دانم، در سيستم قضايي انگلستان، قانون به معنايي که در ايران ميشناسيم وجود ندارد. به اين معني که براي انواع جرم، مجازات طبقه بندي شده ذکر نميشود، بلکه تعيين مجازات به قاضي واگذار ميشود. قاضي هم بر اساس عرف، نسبت به تعيين مجازات براي جرايم مختلف اقدام ميکند. فکر ميکنم سيستم بسيار هوشمندانهاي است. زيرا اگر هم فهرستي از جرائم و مجازاتها وجود داشته باشد، عملا قاضي اگر بخواهد ميتواند هر چيزي را به هر چيز ديگر ربط دهد. مثال بارزش به کار بردن قانون سال ۳۸ در مورد اوباش است که اخيرا براي بستن روزنامهها به آن استناد شد. در اين ميان تنها چيزي که ميتواند عامل کنترل قاضي باشد، عرف و افکار عمومي است. به عبارتي عقل سليم. همان چيزي که الان هم همه در ايران استدلال ميکنند که عقل سليم «حکم» نميکند قانون ۵۰ سال پيش در مورد اوباش و ارذل را براي بستن روزنامه به کار ببريم. بگذاريم قاضي بگويد من اينطور تشخيص ميدهم و نزد افکار عمومي پاسخگو باشد، در اين صورت حداقل حرمت قانون حفظ ميشود.