اخيرا سنت بدي در وبلاگها شکل گرفته است و آن هم نوشتن به صورت کاملا محاورهاي است. ديگر حتي بعضي از نويسندهها لزومي نميبينند که فعل و فاعل را در جاي درست خود بگذارند. درست است که زماني بين متن نوشتاري و گفتاري فاصله زيادي بوده و افرادي نظير جمالزاده، جلال آل احمد و صادق هدايت اين فاصله را کم کردهاند، اما نبايد از آن سوي بام افتاد. يک بار هم اين موضوع را با دوستي که در اين نوع نگارش سرآمد است و اتفاقا وبلاگ پربينندهاي هم دارد در ميان گذاشتم که پاسخ داد ترجيح ميدهد به جاي صرف وقت براي دوباره خواندن مطلب و ويرايش آن، يک مطلب ديگر بنويسد! برايم قابل تصور نبود که مطلبش را قبل از فرستادن روي شبکه حتي يک بار نخواند. درست نوشتن و در عين حال صميمي بودن و پرهيز از نثر خشک و رسمي، تناقضي ندارند. قدري دقت ميخواهد و به رواني نثر هم لطمهاي نميزند. افزون بر اين، گمان نمي کنم خواندن گفتگوها به همان شکلي که در مکالمات روزمره ادا ميشود، آسانتر باشد يا لزوما حس صميميت القا کند.