اگر در پياده‌رو با يک کانادايي يا مهاجر رو در رو شويد، طوري که يکي مجبور باشد به خاطر ديگري صبر کند يا از «فاصله» خيلي نزديک از هم رد شويد، بلافاصله فرد مقابل مي‌ايستد، براي شما اولويت قائل مي‌شود و با لبخندي از اينکه ناخواسته با شما تصادم پيدا کرده است عذرخواهي مي‌کند. اين روحيه مسالمت‌جويي و نوعي صلح‌طلبي در رانندگي وجه ديگري هم پيدا مي‌کند و آن کمک به يکديگر است. کافي است بخواهيد از هر نقطه خيابان به نقطه ديگري برويد يا خط عوض کنيد، تقريبا بلافاصله ماشين پشتي مي‌ايستد و با فاصله زياد به شما اجازه مي‌دهد که بگذريد، مگر اينکه خودش در شرايط بدي باشد يا سرعت داشته باشد.

به نظرم اين رفتار عمومي غريبه‌ها با يکديگر در کانادا پيام واضحي دارد: زندگي مسالمت‌آميز در کنار هم. اما آگاهانه يا ناآگاهانه پيام ديگري که مهمتر است را هم در پس خود دارد: همه با هم برابرند و کسي به خاطر موقعيت اجتماعي يا نژاد و مليت بر ديگري اولويت ندارد. اتفاقي که در ايران و محيط اجتماعي ما کاملا برعکس است. در ايران، هفتاد و دو ملت با هم زندگي نمي‌کنند، اما ماشين پليس (يا آنکه نمره دولتي دارد) فکر مي کند چون پليس است (نه به خاطر ماهيت وظيفه‌اش، بلکه به خاطر نوعي مرتبه اجتماعي که مشروعيتش را از قدرت مي‌گيرد) نسبت به ديگران اولويت دارد. لابد اگر افغانيها هم در کشور ما رانندگي مي‌کردند انتظار داشتيم سر چهاراه صبر کنند که ما رد شويم، هر چند چراغ آنها سبز باشد و مال ما قرمز.

Leave a Reply

This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots. (see: www.captcha.net)

You must read and type the 7 chars within 0..9 and A..F, and submit the form.

  

Oh no, I cannot read this. Please, generate a