گزارش سينمايي
تئوري: داشتم فکر ميکردم هنگام نوشتن در مقايسه با توضيح شفاهي، عناصري مثل لحن صدا، سرعت حرف زدن، تن صدا و از همه مهمتر حرکات بدن نميتوانند به کمک معنا بيايند و کلمات بايد همه بار معنا را به دوش بکشند. به همين خاطر اگر نوشته دقيق نباشد، کلمات مناسب به کار نرفته باشد و ساير نکات لازم رعايت نشده باشد، متن ميتواند خيلي بي معنا، خام يا حتي مضحک باشد.
قضيه: بعد فکر کردم صدا و (شايد) موسيقي يک فيلم نسبت به تصوير را هم ميتوان به همان لحن و تن صدا تشبيه کرد. براي همين وقتي ميخواهيم ببينيم يک فيلم چقدر از نظر بصري خوب است ميتوان يک بار آن را با صداي بسته نگاه کنيم.
آزمايش: آزمايش بر روي دو فيلم صورت گرفت: پارک ژوراسيک آقاي اسپيلبرگ و آبي ساخته کيشلوفسکي.
نتيجه: پارک ژوراسيک بدون صدا مضحکترين چيزي بود که تا حالا ديده بودم. و به نظرم آبي هيچ کم نداشت. تازه در نظر داشته باشيد که موسيقي آبي به تنهايي چقدر عالي و به ياد ماندني است.
فرانتيجه: باز هم بگوييد جلوه هاي ويژه!