درست است که دوره، دوره کم نويسي و تعطيل کردن وبلاگها است و حتي ميتوان گفت به نحوي خسوف جهاني وبلاگي رخ داده است، اما دارم به اين نتيجه ميرسم که کمي منسجم نوشتن و پيگير روي يک موضوع کار کردن شايد بهتر باشد. نمونه بارزش هم همين کاپيتان هادوک خودمان وقتي که به زرافه گير داده بود. همچنين بازتابهاي سفرنامه آمريکا به همين نحو مثبت بودند و فکر ميکنم علتش تمرکز و منظم نوشتن حول و حوش يک موضوع خاص بوده است. آن يادداشتهاي رضا قاسمي راجع به نمادگذاري متن هم مثال ديگري است. به هر حال يک مدت اين سبک را امتحان کنيم ببينيم چه از آب در مي آيد! فقط مشکل اين است که وقتي نه با حيوانات رابطه نزديکي برقرار ميکنيد و نه سواد ادبي داريد، بايد روي چه چيزي تمرکز کنيد؟!