شايد يکي از جدي ترين موضوعاتي که بعد از آمدن به کانادا مرا به خود مشغول کرده، بحث آموزش و نظام آموزشي است. البته آموزش هميشه به نوعي دغدغه ام بوده است ولي زندگي در کانادا اين فرصت را فراهم کرد که دو نظام آموزشي کاملا متفاوت را بشناسم و بتوانم با هم مقايسه کنم.
اين يادداشتها مسلما مقاله نيستند، فقط برخي تاملات و بررسيهاي غيرحرفه اي حول و حوش موضوع هستند. شما هم اگر علاقه مند هستيد مشارکت کنيد. خصوصا اگر در کشوري غير از ايران زندگي ميکنيد راجع به آن کشور بنويسيد و مجموعه را کنار هم قرار ميدهيم . احتمالا در نهايت چيز خوبي از آب در مي آيد!
چند سوال ابتدايي براي شروع:
- تفاوتهاي عمده نظام آموزشي ايران و ساير کشورها چيست؟ چه تفاوت عمده اي ميان وروديها و خروجيهاي اين دو سيستم وجود دارد؟
- در چند دهه اخير حجم زيادي از مطالب درسي به آموزش علوم اختصاص يافته است در حالي که در دهه اخير عملا مهارتهاي کاربردي براي پيدا کردن کار و حرفه مناسب بيشتر مورد نياز است. آيا بايد روال آموزش علوم را در مدرسه ها حفظ کرد يا اينکه بايد به هر نحو شده نظام آموزشي را دائما عوض کرد و سعي کرد با نيازهاي روز تطبيق داده شود؟
- تفاوتهاي اصلي بين آموزشهاي رسمي و غير رسمي چيست و تجربه کشورهاي مختلف چه بوده است؟
- چگونه ميتوان از تکنولوژي در آموزش بهره «موثر» برد (و نه ايده هاي کلي و ژول ورني!)