روزهاي شنبه خيابانهاي تورنتو خيلي ديدني هستند. مخصوصا اگر قدري هوا خوب باشد. مريم شاد و بيخيال که اولين روز تعطيلشان را ميگذرانند با آسايش خاطر مغازه گردي ميکنند، در کافه ها مينشينند و ساعتهاي طولاني گپ ميزنند، کتابفروشيها را زير و رو ميکنند و تعداد زيادي دست فروش سر و کله شان پيدا ميشود که انواع و اقسام خرت و پرتهاي ريز و درشت دارند.
معمولا از هر مغازه اي صداي يک نوع موسيقي بلند است و از اول تا آخر خيابان کوئين يک دوره کامل موسيقي ملل را مرور ميکني. لباسهاي رنگارنگ و چهره هاي بشاش باعث ميشود اصلا احساس غربت و تنهايي نکني. امروز با خودم فکر ميکردم واقعا چه اشکالي داشت قدري از اين نشاط و آسايش خاطر هم در خيابانهاي ما وجود داشت؟