کيارش مادر نازنينش را از دست داده. ميدانم که هيچ چيز برايش تسلي بخش نيست. نه نوشتن نامه اي. نه هيچ سخن ديگري. ميدانم. فقط بايد کيلومترها کيلومترها کيلومترها دور بود تا بلکه بلکه بلکه بلکه فهميد که چينين دوري و چنين رنجي چه اندازه از طاقت بيرون است چه اندازه از طاقت بيرون است چه اندازه از طاقت بيرون است