نامه اي از تهران گزيده اي از نامه هاي شهرزاد است که از اين پس گاهي يک نسخه هم به کوچ ميفرستد.
*
رانندگي در تورنتو از جمله مواردي است که با تهران و ايران تفاوت بسيار دارد…
اولا سرعت در هر خياباني بايد کاملا مراعات شود. نه کمتر از مقدار تعيين شده نه بيشتر. اگر آهسته تر رانندگي کنيد و کسي از عقب به ماشين شما بخورد شما مقصريد. سبقت از هر دو طرف آزاد است گرچه توصيه ميشود از سمت چپ سبقت گرفته شود. اگر اتوبوس بچه ها در حال پياده و سوار کردن دانش آموزان باشند ماشينهاي دو طرف خيابان بايد بايستند تا دوباره اتوبوس راه بيافتد. ميزان مجاز الکل موجود در خون براي گواهينامه هاي معمولي صفر درصد است. اگر کسي که جلو نشسته کمربند ايمني نبسته باشد خودش جريمه ميشود و راننده تقصيري ندارد گرچه موظف است براي بستن کمربند تذکر دهد.
اگر وسط اتوبان به کسي زديد و او را کشتيد مقصر نيستيد (چند وقت پيش هم يک مورد اتفاق افتاد و هيچ کس بازداشت نشد). چون فرض بر اين است که همه قانون را به دقت رعايت ميکنند معمولا تصادف رخ نميدهد اما تصادفها بسيار شديد هستند و معمولا با جراحت جدي يا مرگ همراه هستند. يعني کسي وقتي چراغش سبز ميشود شوخي نميکند و با سرعتي که تعيين شده راه مي افتد و اگر به خاطر بي دقتي يا استفاده از آخرين لحظه چراغ زرد و از اين قبيل وسط چهار راه باشيد تصادفتان قطعي است مگر اينکه تصادف نکنيد!
بيمه ماشين سهم عمده اي از هزينه ماشين را شامل ميشود. حتي براي ساده ترين نوع بيمه براي ارزانترين ماشين بايد ماهيانه بيش از صد دلار بپردازيد (مثل يکي از دوستان که يک ماشين دست دوم به ششصد دلار خريده و ماهي ۱۲۵ دلار پول بيمه ميدهد) اما در سوانح بردون دردسر و نياز به اثباتهاي عجيب و غريب خسارت پرداخت ميشود. شرکت بيمه موظف است تا زماني که ماشين شما در تعميرگاه است يک ماشين ديگر در اختيارتان بگذارد و حتي در محل تصادف حاضر شده و شما را براي تحويل ماشين موقت به مقصد برساند.
(معمولا) امکان ندارد وقتي چراغ عابر سبز است و شما از عرض خيابان رد ميشويد ماشيني از دو سه متر به شما نزديکتر شود و نيز امکان ندارد وقتي از محل غير مجاز و وسط خيابان رد ميشويد راننده فرض کند که اصلا شما وجود خارجي داريد و ان وسط جايي را اشغال کرده ايد!
اگر در حال پارک ماشين باشيد و به علت ناشي بودن يا کمبود جا يا هر مشکل ديگر نيم ساعت هم طول بکشد که پارک کنيد و صد نفر هم منتظر شما باشند که راه را باز کنيد و رد شوند، هيچ کس نه بوق ميزند، نه چپ چپ نگاه ميکند و نه حرفي ميزند. در امتحان رانندگي هم ميتوانيد ده بار عقب و جلو کنيد تا بالاخره ماشين را درست پارک کنيد.
اگر ماشينتان را در محل ممنوع پارک کرديد صد در صد مطمئن باشيد که وقتي برگرديد سر جايش نيست و علاوه بر جريمه هزينه پارکينگ و هزينه انتقال ماشين را هم بايد بپردازيد.
و بالاخره از قول يکي از افسرهاي راهنمايي رانندگي که دوستي پرسيده بود چکنيم تا در امتحان رانندگي قبول شويم: فرض کنيد که در صندلي عقب ماشين شما يک خانم نود ساله نشسته که کمربند هم نبسته و در دستش يک ليوان قهوه داغ است که کاملا پر و لبالب است. طوري رانندگي کنيد که قهوه بر روي آن سرکار نريزد…
*
شب ديرقت است. خسته به خانه برميگردم. در واگن مترو فقط من هستم. در که بسته ميشود به صندليهاي خالي نگاه ميکنم و تصميم ميگيرم بروم آن وسط روي وسطترين صندلي بنشينم. درست وسطي. وقتي نشستم به صندلي رو به رو نگاه ميکنم. فقط يک چيز است: يک لنگه دستکش جا مانده!!
احساس ميکنم همه لنگه دستکشهاي گم شده در تعقيب من هستند!