سوريه باستان محل تلاقي سه تمدن ايران و روم و مصر بوده است و اين باعث شده هر کدام از اين تمدنها خصوصا تمدن اسلامي و رومي در هر دوره اي يادگارهاي خاصي در آن به جا بگذارند.

در مورد پالميرا توضيح دادم که از شهرهاي مهم دوره باستان و تقريبا همتراز پرسپوليس بوده است. ظاهرا حدود پنجاه سال پيش گروهي از کارشناسان فرانسوي و آمريکايي مقبره پادشاه پالميرا و خاندانش را که پر از مجسمه هاي بزرگ سنگي بسيار بزرگ و زيبا است است عينا به موزه ملي سوريه در دمشق منتقل ميکنند و در زيرزمين موزه تقريبا شبيه شکل اصلي آن دوباره بازسازي شده است. از ديدن آن همه ظرائف به کار رفته در ساخت مجسمه ها در عجب ميماني. در طبقه دوم موزه آثار دستي و هنري آن تمدن به نمايش گذاشته شده است. از انگشتر عقيق قرمز کوچکي که چهره پادشاه بر آن نقش بسته و با حرکت نور به نظر ميرسد مردمک چشم چهره با تو حرکت ميکنند تا پارچه هاي زربافت. همينطور مجموعه بينظيري از ورقه هاي نازک و پر نقش و نگاري از طلا به شکل دايره که بر صورت مردگان خاندان سلطنتي ميگذاشته اند و ساير صنايع دستي مثل ظرف و ظروف و تجهيزات جنگ و زيورالات.

در موزه دمشق تالاري هم وجود دارد که قديميترين نقاشي هاي ديواري منسوب به داستانهاي تورات در آن نگه داري ميشود (مثلا تصاويري منسوب به داوود پسامبر در حال موعظه مردم). در واقع اين نقاشيها نيز عينا به کمک ابزارهاي پشرفته ليزري در قالب سنگهاي بزرگ برش داده شده اند و به موزه منتقل شده اند. ارتفاع ديوارها به چهار تا پنج متر ميرسد و براي جلوگيري از اسيب بر اثر رطوبت حاصل از تنفس و نور بر روي بازديد عموم بسته است. البته احتمالا اگر شما هم مثل من به اندازه کافي اصرار کنيد و تملق مدير موزه را بگوييد موفق به ديدن هر دو تالار ميشويد.

سه- چهار مکان ديگر هم در سوريه است که اگر عازم آن هستيد توصيه ميکنم حتما ببينيد. نخست قلعه شام است که متاسفانه آن هم براي مرمت به روي عموم بسته بود و بايد تا حالا باز شده باشد. اما ميتوانيد از مسجد شام و مزار صلاح الدين ايوبي در مجاورت آن ديدن کنيد. مسجد شام (که ظاهرا همان مکاني است که کاروان کربلا را به ان اورده اند و نيز آن صحنه هاي مشهور تاريخي با حضور يزيد در همان اتفاق افتاده) در دوره هاي مختلف که بين مسامانان و مسحيان دست به دست ميشده از هر دو دوره يادگارهايي در خود دارد. از ستونهاي زيبا با معماري اسلامي تا ظروف سنگي بزرگ براي غسل تعميد. مزار صلاح الدين ايوبي نيز در مجاورت مسجد است.

شهر حلب در شمال سوريه (که آن هم تقريبا سه ساعت با دمشق فاصله دارد) در اطراف قلعه قديمي حلب که در ارتفاع زيادي واقع شده قرار دارد. اطراف قلعه خندق عظيمي است که البته اکنون حتي در زمستان هم اغلب خالي از آب است. وارد قلعه و خيابانها و کوچه هاي باريک و پرپيج و خمش که ميشوي انتظار داري هر لحظه سربازاني با اسب و شنل و شمشير از پيچ کوچه نمايان شوند. دو مسجد يکي کوچک و ديگري مسجد جامع در قلعه وجود دارد. همينطور قصر و حمامي که با سنگ مرمر سفيد در قصر ساخته شده است ديدني هستند. يکي از سياهچالها نيز براي بازديد عموم لامپ کشي شده است و بايد از پلکان مارپيچ باريک و بلند داخل آن شويد و زواياي نمور و تاريکش را ببينيد تا درک کنيد وقتي در گذشته دستور ميداده اند کسي را به سياهچال بيندازند معني ان چه بوده است. شکافهاي عمودي که در برجهاي قعله ايجاد کرده اند تا مدافعان از انها به سمت دشمنان تير بياندازند بسيار جالب و ديدني بود. معماران قلعه حتي از تزئين حاشيه چنان شکافهايي نيز غاقل نمانده اند.

و بالاخره شهر باستاني ديگري مربوط به قرن دوم ميلادي به نام بصري (به فتح ب و سکون ص) در مرز اردن. شامل دو اثر بزرگ و ديدني. نخست آمفي تئاتري بسيار بزرگ ديدني يکسره با سنگهاي سياه يا قهوه اي تيره. فکر ميکنم ظرفيت آن چيزي حدود پنج هزار نفر بود با چهار طبقه پلکان و در بام آن مجسمه تمام خدابان يونان قديم را ميتواني ببيني (پشت بام بر روي عموم بسته است اما ميتوانيد راههايي را که ره دقت بسته نشده اند پيدا کنيد و به آنجا راه پيدا کنيد). از بام آن تمام دشت زير پايتان است و به خوبي ميتوان فهميد دست يافتن به چنان ارتفاعي چندان آسان نبوده است. مکانهايي که براي تعويض لباس بازيگران و استحمام در نظر گرفته اند در راهروهاي پشت صحنه جالب بودند. همينطور يک منبع آب بسيار قديمي و بزرگ (در بروشورهاي ادعا کرده بودند هنوز بزرگترين منبع آب جهان است) از ديدنيهاي ديگر اين شهر است. بدون بهره مندي از دستگاههاي مکانيکي و فقط با استفاده از قوانين طبيعي فيزيکي آب را به تمام شهر ميرسانده اند. کانال آبي بسيار بزرگي در زير شهر وجود دارد که با راحتي سه چهار تا کامپيون در کنار هم ميتوانند داخل آن شوند. اين کانا با مقطع ذوذنقه کاملا در زير تالار اصلي کاخ شهر قرار داشته و هنوز برخي ستونهاي بسيار بلند که سفق تالار را نگه ميداشته اند باقي هستند.

علي رغم اينکه برخي خانه هاي نوساز نيز در شهر ميبينيد اما اغلب مردم هنوز در همان خانه هاي دو هزار سال پيش زندگي ميکنند. صحنه يک آنتن دريافت تصاوير ماهواره اي بر روي سقف يک خانه دو هزار ساله و همينطور بچه هايي که از ستونهاي بزرگ باستاني به عنوان تير دروازه فوتبال استفاده ميکنند صحنه هايي به ياد ماندني هستند.

Leave a Reply

This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots. (see: www.captcha.net)

You must read and type the 7 chars within 0..9 and A..F, and submit the form.

  

Oh no, I cannot read this. Please, generate a