تجربه اي که در نوشتن راجع به مطالب مختلف در کوج و روزنگار تورنتو دارم، و همين طور نوشته هاي بقيه دوستان همه يک موضوع را تاييد ميکنند. هر چه نوشته ها از قضاوت (و حتي گاهي اوقات تحليل) دور ميشود و به گزارش خالص نزديک ميشود، جذابيت بيشتري مي يابد.
ظاهرا اينها جزو نخستين درسهاي روزنامه نگاري است ولي براي کسي مثل من که در نوشتن اماتور هستم، کشف دوباره اينها واقعه اي مهم محسوب ميشود. با اين ديد بعضي وبلاگهاي ديگر را هم مرور کردم. ژينا به همين ترتيب هرچه به گزارش نزديک ميشود خواندني تر است. نظراتي هم که از خوانندگان مختلف ميرسد مويد همين است که خوانندگان بيش از آنچه دنبال آمار و ارقام باشند يا قضاوتهاي شخصي را جويا باشند، ميخواهند گزارشهاي خالص از وقايع و رويدادها را بخوانند و ديگر مهم نيست که موضوع گزارش چيست. هر چه ميتواند باشد. محيط و مکان و زمان هم همينطور. با اين ترتيب اگر ايران باشيد يا هر جاي ديگر، اگر بتوانيد سبک زندگي، درون اجتماع، و رويدادهاي مختلف زندگي انساني را گزارش کنيد يعني اينکه نوع نگاه شما نيز تا آنجا که ممکن است از قضاوت عاري است و ميتوانيد اميدوار باشيد با کمترين پيش فرضها و قضاوتهاي ذهني به ديگران ميپردازيد. ولي گاهي واقعا کار سختي است…