در به كار بردن لغات مربوط به زمان دچار مشكل هستم، چون در هر ساعتي از شبانهروز عدهاي به سايت سر ميزنند و نميتوان هيچ زمان مشتركي را فرض كرد. به هر حال امشب بلاگر خيلي اذيت كرد و همه حس و حال نوشتنم رفت. فقط يك خبر خوب اينكه به جمع نويسندگان كوچ، يك نفر اضافه شد. كيارش نوريزاده كه از لسآنجلس خاطرات و تجربههاي خود را مينويسد با قلمي بسيار روان و جذاب، شما را در تجربه مهاجرتش از بدو ورود به فرودگاه نيويورك همراه ميكند. بر عكس ساير نويسندههاي كوچ (بجز خودم!) پر كار است و مثل بعضيها يك قرن طول نميكشد قسمت دوم مطالبش را بفرستد. فكر ميكنم همه جاي دنيا پزشكها و نظاميها معمولا افراد سخنوري هستند. كيارش هم پزشك است و چون ادبيات دغدغهاي جدي برايش بوده است با ذوق و قريحه خوبي كه دارد مجموعهاي خواندني را فراهم كرده است. خلاصه از فردا منتظر “آواز دهل” باشيد.