يکي از روش هاي توليد و بازاريابي محصولات نرم افزاري در اينجا که خيلي هم متعارف است به اين شکل صورت ميپذيرد: شرکتي يا فردي بر روي يک نرم افزار سرمايه گذاري محدودي ميکند و پس از انکه آن را قدري جلو برد و به مرحله اي رسيد که قابل نمايش باشد و بخش از اهداف مورد نظر را پوشش دهد از کساني که مايل به سرمايه گذاري هستند دعوت ميکند که با وي همراه شوند. اغلب هم برنامه چنين پيش ميرود که سرمايه گذاران جديد بخشي از سهام شرکت مزبور را ميخرند و با پولي که به شرکت تزريق ميکنند شرکت به سمت توسعه و بازاريابي جهش ميکند.

در عرض مدت کوتاهي که اينجا بوده ام شاهد چندين مورد از اين سبک کار بوده ام. مثلا شرکتي که بر روي يک نرم افزار مديريت مستندات کار کرده است که به دستگاههاي زيراکس هم متصل ميشود. يا شرکتي که امکان قرار دادن دوربين در مهد کودکها را فراهم کرده و والدين ميتوانند از طريق اينترنت و بين روز فرزندان خود را ببينند و… .
اين شيوه عملکرد باعث ميشود پروژه ها گام به گام پيش رود و با دقت بيشتري بتوان به امکانات فني مورد نياز و ميزان تقاضاي بازار و همينطور رقباي احتمالي پي برد. از طرف ديگر اعتماد سرمايه گذاران به نحو اسانتري جلب ميشود چرا که دقيقا ميتواند بفهمند با چه سر و کار دارند . ناگفته نماند نمايشگاه هايي براي ارائه ايده ها و همين طور نمونه کارها هر چند وقت يک بار برپا ميشود که معمولا سرمايه گذاران هم همانجا موضوعات مورد علاقه خود را پيدا ميکنند.

دو سه زمينه ظريف فرهنگي وجود دارد که اين روند را ممکن ميسازد. يکي وجود شرکتهاي مشاور است و اينکه مشاوره به عنوان بخش مهمي از تجارت به رسميت شناخته شده است. مشاورين ترکيبي از کارشناسان مختلف هستند که به نيابت از سرمايه گذاران امر بررسي و ارزيابي محصولات و خدمات عرضه شده را به عهده دارند و بايد گفت به طور متوسط عملکرد موفقي دارند (بهترين دليلش هم اينکه تعداد زيادي از آنها وجود دارند و همچنان مورد اعتماد سرمايه گذاران هستند!)
نکته مهم ديگر تسلط بر حس مالکيت توسط شرکتها و افرادي است که چنين کارهايي را شروع ميکنند. اگر ما با پيش زمينه فرهنگي خود دست به ساختن چيزي شويم مانند ناموس و فرزند خود نسبت به آن تعصب پيدا ميکنيم و حاضر نميشويم کسي نسبت به آن جز با لطف و مدح و ستايش برخورد ديگري کند اما بسياري از اين قبيل پروژه ها بعد از جذب سرمايه گذاران جديد تحت نظر و خواست انها تغيير جهت ميدهند و گاهي به کل به مسير ديگري متفاوت با انچه بنيانگذاران پروژه طراحي کرده اند مي افتند اما چنين چيزي کاملا پذيرفته شده است و همين باعث ميشود همکاريهاي مشترک پا بگيرد و معمولا هم به موفقيت برسد

بدون اينکه بخواهم از يک مثال نسخه کلي بپيچم اما نتيجه ميگيرم که رشد سرمايه گذاري و پيشرفت در زمينه هاي فني و صنعتي مستلزم به کارگيري روشهاي مطمئن از حيث اجرا و نيز پيش زمينه هاي فکري و فرهنگي بسياري است که ما نيز بايد آنها را بياموزيم. شايد يک گام عملي اين باشد که جايي مثل وزارت صنايع که متولي رشد چنين صنايعي در کشور است پيشگام شود و نمايشگاهي يا اين هدف اعلام کند. نمايشگاه ايده هاي جديد. مطمئنا بسياري از شرکتها علاقه مند به توسعه کارشان هستند و ايده هاي بسياري دارند که اگر بدانند قرار است با اين هدف در آنجا شرکت کنند با مستند سازي و ارائه مناسب توانايي هاي خود ميتوانند زمينه ساز توسعه کار خود باشند.

Leave a Reply

This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots. (see: www.captcha.net)

You must read and type the 7 chars within 0..9 and A..F, and submit the form.

  

Oh no, I cannot read this. Please, generate a