در مطلب اول دسامبر اشاره شد كه در آمريكاي شمالي حساسيتي كه راجع به مشاغل مختلف در كشورهايي مثل ما وجود دارد، به آن شكل مطرح نيست. در اينجا تجارت و شغل خوب، تجارتي است كه بازار بزرگتر و بهتري داشته باشد. اگر موضوعي كه انتخاب كردهايد بازار طولانيتر و تضمينشدهتري داشته باشد موجه است. مثلا اگر كسي تشخيص دهد خدمات مجلس ترحيم ارائه كند بلافاصله ميسنجند كه چقدر بازار دارد (و به عبارتي چقدر مشتري ميتوان برايش جور كرد!). اگر پاسخ مناسب بود آن وقت به اصطلاح خودشان بزينس خوبي محسوب ميشود. در عوض موضوع خدمات مشتريان اصلي خدشهناپذير است. اصولا اگر تجارتي داشته باشيد و بتوانيد فهرستي از مشتريها فراهم كنيد اعتبار به دست ميآوريد. زيرا مطلقا كسي با هم تعارف ندارد. همانطور كه به عنوان ارائه كننده خدمات، بيشترين سرويس و خدمات را ارائه ميدهند، انتظار دريافت خدمات را هم دارند. و فهرست قابل قبولي از مشتريان به معني آن است كه نه تنها محصول خوبي با قيمت مناسب ارائه كردهايد، بلكه پشتيباني مناسب هم فراهم كردهايد. بهطور خلاصه چون شعار معروف “حق با مشتري است” تا حد زيادي رعايت ميشود… كسب رضايت مشتري عامل مهمي براي رقابت در بازار است.