هنوز به تعدد نشريات و مجلات مختلفي كه اينجا منتشر ميشود عادت نكردهام. آنقدر مطلب توليد ميشود كه فكر ميكنيد تمامي ندارد. اساسا اينجا مملكت مستندات وچاپ و نشر است. اخيرا براي كرايه يك خانه به محلهاي رفته بودم و دلم ميخواست به جاي اينكه در مجلات مختلف دنبال آگهي بگردم، به شيوه هميشگي يك بنگاهي پيدا كنم و بگويم چه ميخواهم، او هم سه چهار جا معرفي كند و يكي را انتخاب كنم و تمام. اما نشد. از هر كس از كسبه سراغ يك بنگاهي گرفتم به جايش يك نشريه را معرفي كرد. بالاخره صاحب يك كتابفروشي نشريهاي محلي داد دستم كه سي سال است در همان محله منتشر ميشود. چقدر غبطه خوردم. به هر حال به جاي ديگرنقل مكان كردم كه يك مجموعه ساختمان است با حدود پانصد-ششصد آپارتمان در پنج مجتمع. امروز يك نشريه ديگر در صندوق پستيام بود كه مربوط به همين مجموعه است. پنج صفحه معمولي كه با يك منگنه به هم دوخته شده با مطالب كوتاه و بعضي بسيار خواندني. گاهي فكر ميكنم شايد فضاي گرم و صميمي اين نوع نشريات ميخواهد سردي و خشكي حاكم بر روابط بين مردم در برخوردهاي روزانه را جبران كند. به هر حال اگر برايتان جالب است بعضي مطالب اين نشريه كه اسم Link را برايش انتخاب كردهاند اينها است: سرمقاله توسط مدير مجتمع راجع به ماشينهاي لباسشويي جديد بود و ضمن توضيح تكنولوژي، قيمت خريد و تاريخ نصب و… را توضيح داده بود. يك نفر كه از مجتمع رفته متن كوتاهي براي خداحافظي نوشته. يكي ديگر كه متخصص كامپيوتر است يك ستون ثابت دارد و چيزهايي راجع به رفع اشكال از ويندوز و اتصال به شبكه فراهم كرده است (فكر كنم از هر دو مقاله راجع به ويندوز يكي راجع به رفع اشكال است)، قصههايي راجع به افراد و ماجراهايشان با حيوانات خانگي، يك مقاله جدي راجع به سياستهاي دولت اونتاريو در مورد سياستهاي آموزشي مدارس و بالاخره يك قسمت هم جوك، كه البته بيشتر نكته است تا جوك. يكي از آنها بد نبود: تجربه آن چيزي است كه به شما كمك ميكند يك اشتباه را شناسايي كنيد، وقتي براي بار دوم مرتكب آن ميشِويد.