يك هم‌كلاسي سابق نامه داده و گفته است از اينكه مي‌بيند كانادا هستم متعجب شده و نتيجه گرفته است كه من نتيجه گرفته‌ام كه ايران جاي مناسبي براي زندگي نيست! از قضا براي من آمدن به كانادا چندان هيجان‌انگيز نبود و تنها چهار روز مانده بود ويزايم باطل شود كه آمدم. اما بجز درس خواندن، فكر مي‌كنم اگر فرصتي باشد كه بتوان فرهنگ‌ها و زندگي در كشورهاي ديگر را تجربه كرد، حتما بايد براي آن تلاش كرد. اگر احساس قلبي مرا بخواهيد احساس مي‌كنم از تهران با آن زندگي پر شر و شور و شتاب به يك شهرستان آرام مثل اراك آمده‌ام. جدا از اينكه از نظر اجتماعي كاملا در حاشيه قرار مي‌گيريد، تورنتو هم شهري است كه تقريبا هويت اجتماعي مشخصي ندارد. گستره وسيعي است از اتوبانها و خانه‌ها و ساختمان‌ها. از نظر توليد فرهنگ كه اصلا جايگاهي ندارد. از نظر تكنولوژي نيز يا عمدتا توسط شركت‌هاي آمريكايي اداره مي‌شود يا دنباله‌رو بازار آمريكا است و براي آنجا توليد مي‌كند (ياد حرف پسر آقاي افخمي افتادم كه گفته بود آخر اصل هر چيزي در آمريكا است!). خلاصه اگر درس خواندن مطرح نباشد براي من يكي جذابيتي ندارد. صرف نظر از تنش‌هاي سياسي و اجتماعي موجود در ايران،و جدا از برخي نقاط ضعف مثل بوروكراسي و پيچيده بودن امور ساده كه نفس آدم را مي‌گيرد و روزي صد بار آرزو مي‌كنيد اصلا پايتان را از خانه بيرون نگذاريد، و باز هم جدا از اينكه كشور خودمان است، زندگي در ايران از خيلي جهات خوب است و بايد مدتي از آن فاصله بگيريد تا برخي زوايايش را دريابيد.

Leave a Reply

This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots. (see: www.captcha.net)

You must read and type the 7 chars within 0..9 and A..F, and submit the form.

  

Oh no, I cannot read this. Please, generate a