اگر هويت ايراني معاصر را برآمده از تجربه چند دوره تاريخي بدانيم (ايران باستان، ايران بعد از اسلام، ايران دوران صفويه-قاجار-پهلوي، و ايران بعد از انقلاب) آن وقت براي توجيه بسياري از افكار و عادات و رفتارهاي خود ميتوانيم تلاش كنيم كه به ريشهيابي انها در اين دورههاي مختلف بپردازيم. مثلا بخشي از احساس غرور ما مربوط به عظمت ايران در دوره باستان ميشود. بخشي از عادات فكري و تعاملمان با مذهب به تاثير صفويه باز ميگردد. بخشي از نارضايتي هميشگي ما از حكمرانان به دانستههايمان از دوران قاجار مربوط ميشود. و خلاصه گرچه نميتوان با قاطعيت هر ايده و انديشهاي را بر يكي از اين دورهها منطبق كرد اما گمان ميكنم همه موافق باشيم كه تحت تاثير اين دورهها هستيم.