يكي از دوستان غير ايرانيام در تورنتو يك رستوران باز كرده است. در واقع يك بار-رستوران و رفتن به آنجا و دمخور شدن با آدمهاي مختلف يكي از بهترين اوقات مرا ميسازد. امشب يك آقاي كانادايي آنجا بود كه بعد از سه چهار دقيقه بيمقدمه برگشت و گفت من يك single father هستم. به قول ما پدر مجرد. و توضيح داد كه به تنهايي از دختر كوچكش نگهداري ميكند و زنش تركش كرده است و… . من هم قدري همراهي كردم كه اين كار سختي است و شما خيلي فرد مسوولي هستيد و از اين حرفها. دوباره بعد از بيست دقيقه كه سوال كرد من از كجا هستم و جواب دادم از ايران و پرسيد كه درست است شما ميتوانيد چهار تا زن داشته باشيد (و من هم گفتم اگر از جان خود سير شده باشيد بله) و از اين حرفها دوباره توضيح داد كه يك پدر مجرد است و از دخترش به تنهايي نگهداري ميكند. من تازه متوجه شدم چقدر اين موضوع برايش مهم است و از باب همراهي سوالهاي بيشتري پرسيدم مثل اينكه دخترش كلاس چندم است و براي تعطيلات ژانويه چه برنامهاي برايش يشبيني كرده و… . چند دقيقهاي گذشت و يك نفرديگر آمد و دو-سه صندلي آن طرفتر نشست. اين آقا هم وسط صحبتهايمان برگشت به سمت طرف و سلام و عليكي كرد و بعد از دو سه جمله گفت من يك پدر مجرد هستم! طرف هم همانطور كه نوشيدنياش (!) را سر ميكشيد جواب داد I don’t care (به من چهي خودمان) اين آقا هم دوباره شروع كرد به توضيح دادن كارهايي كه ميكند و خلاصه سرتان را درد نياورم. پيرو آموزشهاي قبلي زبان انگليسي در مبارزه با جانوران فضايي، خطابه دفاعيه يك پدر مجرد هم به معلومات ما اضافه شد چون آن آقا كه مرا رفيق بهتري يافته بود دوباره با من شروع كرد به صحبت و دو بار ديگر داستان پدر شدن مجردش را توضيح داد.
نتيجهگيري اجتماعي: مردم ما فداكاريهاي زيادي ميكنند بدون اينكه به روي خود بياورند
نتيجهگيري اخلاقي: گاهي اوقات به من چه گفتن دور از ادب نيست.
نتيجهگيري آموزشي: بهترين مكان براي آموزش زبان انگليسي يك بار است.